به گزارش همشهری آنلاین، در فاصله شهریور سال گذشته تا شهریور امسال ارزش هر دلار آمریکا بهعنوان ارز شاخص بازار ارز دوبرابر شده است و دیروز هم قیمت آن به محدوده بالای 215هزار تومان رسید. در نخستین واکنش به این جهش چندروزه، ريیسکل بانک مرکزی قول داده که بازار ارز آرام بگیرد.
واکنش همتی به جهش دلارعبدالناصر همتی، ريیسکل بانک مرکزی دیروز در واکنش به نوسان یک هفته گذشته قیمت دلار و دیگر ارزهای جهانروا از آمادگی این بانک برای عرضه ارز تا 2میلیارد دلار خبر داد و گفت: شتاب تورم مهار شد و سناریوی فروپاشی اقتصادی شکست خورده است.
ريیسکل بانک مرکزی در پاسخ به برخی اظهارات مقامات آمریکایی پیرامون عدمدسترسی ایران به منابع مالی و ارزی اعلام کرد: این ادعاها بهطور کامل بیاساس است. ذخایر مسدودنشده، منابع پایدار و درآمدهای نفتی و غیرنفتی متعددی در دسترس بانک مرکزی قرار دارد. از ابتدای سالجاری تاکنون بیش از 18میلیارد دلار ارز برای واردات کالاهای اساسی، دارو، نهادههای دامی و مواداولیه خطوط تولیدی تامین و پرداخت شده است.
همتی با تاکید بر قدرت مانور سیاستگذار در مدیریت تقاضا توضیح داد: بانک مرکزی در برابر اعلام هفتگی تحریمهای جدید منفعل نمانده است. هفته گذشته تخصیص 500میلیون دلار به بازار را عملیاتی کردیم و اکنون نیز به شکل رسمی اعلام میکنم که بانک مرکزی آمادگی دارد درصورت نیاز تا سقف 2میلیارد دلار ارز را برای مدیریت و ثبات بازار تزریق کند.
او افزود: گرد و خاک ایجادشده در بازار ارز فروخواهد نشست و افزایش اخیر نرخ ارز نیز بیش از آنکه ناشی از عوامل واقعی باشد، تحتتاثیر فضای روانی است.
مداخله ارزی و شکاف قیمتهادرحالیکه قیمت هر دلار آمریکا در بازار آزاد و معاملات فردایی به بیش از 213هزار تومان رسیده، قیمت در صرافیهای منتخب شبکه بانکی در محدوده 205هزار تومان است که نشان از شکاف 7هزار تومانی دارد. بانک مرکزی پیش از این از ابتدای هفته جاری اقدام به عرضه 500میلیون دلار بهصورت اسکناس کرده بود که فقط 20میلیون دلار آن توسط متقاضیان خریداری شده بود.
اینکه سیاستگذار اقدام به مداخله ارزی کرده ولی نرخ ارز بازهم بالا رفته، این سوال را مطرح میسازد که چرا قیمت دلار پایین نمیآید؟ تزریق ارز با قیمت نزدیک به بازار آزاد توسط بانک مرکزی هرچند باعث شده که تقاضای واقعی برای ارز پاسخ داده شود، اما بخشی از نوسان قیمت در روزهای اخیر به معاملات فردایی و البته انتظارات تورمی گره خورده و اگرچه حجم معاملاتی که با قیمت فردایی صورت میگیرد در دسترس نیست، اما اثر روانی بر بازار میگذارد. آیا آمادگی بانک مرکزی برای مداخله 2میلیارد دلاری باعث کاهش التهاب ارزی خواهد شد؟
روزهای سرنوشت و خطر ریزشروزهای آینده سرنوشتساز خواهد بود و درحالیکه آمریکا روی فشار اقتصادی حساب ویژه باز کرده، باید دید تیم اقتصادی دولت برای افزایش تابآوری اقتصاد و ثبات ارزی چه برنامهای در دست دارند؟ برخی راز جهش ارزی روزهای اخیر را در افت درآمدهای ارزی بهدلیل اختلال در برگشت دلارهای نفتی، افزایش تقاضای تجاری، اختلال در انتقال ارزی بهویژه با فشار آمریکا برای بستن مسیرهای بانکهای همکار با ایران، تشدید انتظارات تورمی و ابهامات سیاسی درباره آینده تنش بین ایران و آمریکا میدانند، اما بهنظر میرسد با کاهش تنشها و البته تصمیم دولت و بانک مرکزی برای، تامین کسری بودجه از مسیرهای غیرتورمی، جلوگیری از خلق فزاینده نقدینگی و خاموشکردن موتورهای تورمساز، ریزش دلار محتمل خواهد بود؛ ریزشی که هزینه آن را خریدارانی پرداخت خواهند کرد که با هیجان پساندازشان را به دلار با قیمت بالا تبدیل کردهاند.
التهاب ارزی با ارزپاشی نمیخوابدعبور نرخ دلار از محدوده 213 تا 215هزار تومان نشان میدهد که مسيله بازار ارز دیگر صرفا به کمبود اسکناس یا محدودیت عرضه فیزیکی ارز خلاصه نمیشود. در شرایطی که انتظارات افزایشی بر بازار حاکم است، فعالان اقتصادی و دارندگان نقدینگی ممکن است حتی با وجود عرضه قابلتوجه ارز، به خرید احتیاطی روی بیاورند؛ به این معنا که بخشی از تقاضا نه برای واردات و تجارت، بلکه برای مصونماندن از کاهش بیشتر ارزش ریال شکل میگیرد. از همین رو، اعلام آمادگی بانک مرکزی برای تزریق 2میلیارد دلار زمانی میتواند به ثبات بازار منجر شود که در کنار افزایش عرضه، انتظارات نیز مدیریت شود.
در چنین شرایطی، اهمیت مداخله بانک مرکزی بیش از آنکه به حجم ارز تزریقشده وابسته باشد، به زمانبندی، قیمت و کانال عرضه بستگی دارد. اگر سیاستگذار بتواند در مقاطع افزایش فشار تقاضا و شکلگیری شکاف میان عرضه و تقاضای واقعی وارد بازار شود، مداخله ارزی میتواند از تبدیل یکنوسان کوتاهمدت به یک روند صعودی جلوگیری کند. درمقابل، عرضه گسترده و بدون برنامه ممکن است تنها بخشی از تقاضای موجود را پوشش دهد، بدون آنکه انتظارات فعالان بازار درباره آینده نرخ ارز تغییر کند.
از سوی دیگر، بانک مرکزی برای آرامکردن بازار باید یک پیام روشن درباره توانایی خود در تامین ارز مورد نیاز اقتصاد ارسال کند. صرف اعلام اینکه منابع ارزی در اختیار سیاستگذار قرار دارد برای تغییر رفتار بازار کافی نیست. آنچه میتواند انتظارات را تعدیل کند، استمرار و قابل پیشبینیبودن عرضه ارز، تامین منظم نیازهای تجاری و کاهش نگرانی فعالان اقتصادی درباره دسترسی به ارز در هفتهها و ماههای آینده است. هرچه ابهام درباره آینده عرضه ارز کمتر شود، انگیزه تبدیل سریع ریال به داراییهای ارزی نیز کاهش خواهد یافت.
بازار معاملات فردایی نیز در این میان اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه قیمتهای مورد انتظار در این بازار میتوانند به معاملات نقدی سیگنال بدهند. هنگامی که نرخهای فردایی در سطوح بالاتر از نرخ نقدی قرار میگیرند، این پیام به بازار منتقل میشود که احتمال افزایش بیشتر قیمت وجود دارد و همین انتظار میتواند تقاضای امروز را افزایش دهد. بنابراین سیاست تثبیت ارزی بدون رصد دقیق انتظارات قیمتی و کانالهایی که این انتظارات را به بازار منتقل میکنند، ممکن است اثر محدودی داشته باشد.
همزمان، شکاف میان نرخهای مختلف ارز نیز یکی از نقاط آسیبپذیر سیاست ارزی است. فاصله چنددههزار تومانی میان نرخ رسمی و نرخ بازار آزاد، علاوه بر ایجاد انگیزه برای جابهجایی تقاضا میان بازارها، میتواند زمینه فعالیتهای سفتهبازانه و آربیتراژی را افزایش دهد. هرچه فاصله میان نرخها بیشتر باشد، بخشی از منابع و تقاضای بازار به جای حرکت به سمت فعالیت اقتصادی مولد، بهدنبال کسب سود از اختلاف قیمتها خواهد رفت و درنتیجه اثربخشی مداخله ارزی کاهش مییابد.
نسخه مکمل ثبات ارزی چیست؟بااینحال مهمترین چالش بازار ارز درنهایت در بیرون از بازار ارز قرار دارد. اگر تورم بالا، رشد نقدینگی و کسری بودجه همچنان ادامه داشته باشد، فشار بر ارزش ریال نیز پابرجا خواهد ماند. بانک مرکزی میتواند با عرضه ارز شوکهای کوتاهمدت را کنترل کند، اما نمیتواند برای مدت طولانی کاهش ارزش پول ملی را صرفا با ذخایر ارزی جبران کند. به همین دلیل، ثبات پایدار در بازار ارز نیازمند هماهنگی سیاست پولی و مالی، کنترل موتورهای تورمزا و تامین کسری بودجه از مسیرهایی است که به خلق نقدینگی جدید منجر نشود.
از این منظر، 2میلیارد دلار میتواند یک ابزار قدرتمند برای شکستن موج هیجانی بازار باشد، اما تضمینکننده ثبات پایدار نیست. اگر بانک مرکزی بتواند همزمان با عرضه هدفمند ارز، انتظارات افزایشی را مهار، شکاف نرخها را محدود و چشمانداز تامین ارز تجارت را شفاف کند، احتمال فروکشکردن التهاب بازار افزایش مییابد. درغیراینصورت تزریق ارز ممکن است تنها نقش یک مسکن را ایفا کند و پس از پایان اثر آن، بازار بار دیگر تحتتاثیر انتظارات تورمی و نااطمینانیهای اقتصادی قرار گیرد.









